☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی،هم‌بغض معصومت را نشکفته پرپر کردی،

ننگت باد ای دست من ای هرزه گرد بی‌نبض،آن سرسپرده‌ات را بی یار و یاور کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو،با این نادرویشی‌ها آخر چرا سر کردی

دستی با این بی‌رحمی دیگر بریده بهتر،بر من فرود آر اینک بغضی که خنجر کردی

سربرده در گریبان بی‌خودتر از همیشه،حیفت نهایتی که با من برابر کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده بانو،با این نادرویشی‌ها آخر چرا سر کردی

زهر این نفرین نامه جای خون در من جاری،این آخرین شعرم را پیش از من از بر کردی