آوارِ هزینه‌ها؛ امیدِ لرزان و یک خواهش

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 31 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه

وقتی خرج‌ها هر روز بزرگ‌تر می‌شوند و درآمد، همان‌قدر کهنه و کوچک می‌ماند، یک غمِ بی‌صدا آرام‌آرام می‌نشیند روی شانه‌ها. غمی که از جنسِ اشکِ واقعی نیست؛ از جنسِ فکرهای تکراری است که شب تا صبح ول نمی‌کنند. اینکه فردا چی می‌شود؟ اگر عقب بیفتم چه؟ اگر نتوانم ادامه بدهم چه؟ و بدتر از همه… اینکه آدم مجبور می‌شود عزتِ خودش را پله‌پله جمع کند و از نو بچینَد، در حالی که دنیا به او می‌گوید تو باید خودش درستش کنی 

این فشار، فقط اقتصادی نیست؛ اجتماعی هم هست. انگار هر روز بیشتر از قبل مجبور می‌شوم پاسخ‌هایی آماده کنم که هیچ‌کس نمی‌پرسد اما همه انتظار دارند. انگار روابط، کم‌کم سرد می‌شوند وقتی حرفِ پول وارد زندگی می‌شود و هیچ کلمه‌ای برای توضیحِ این سنگینی پیدا نمی‌شود. آدم خسته می‌شود از توضیح دادن، از خجالت کشیدن، از اینکه حتی وقتی کمک می‌خواهد، باید با دلِ شکسته‌اش توجیه کند که حق دارد.

در این روزهای سخت، حمایت مالی یعنی نجاتِ زمان. یعنی چند نفسِ واقعی برای اینکه زندگی از هم نپاشد. یعنی فرصتی تا مسیرِ تلاش ادامه پیدا کند، اهداف قربانیِ اضطرابِ لحظه نشوند، و ذهن از جنگِ دائمی بیرون بیاید. حمایت یعنی اینکه یک نفر بگوید: می‌فهمم. تنها نیستی. می‌شود از این روزها عبور کرد.

یک کمک کوچک ممکن است برای بعضی‌ها عدد باشد، اما برای کسی که زیرِ آوار هزینه‌ها گیر کرده، یعنی تفاوتِ بین فروپاشی و ادامه دادن. یعنی دلگرمیِ واقعی برای فردایی که هنوز حقِ دیده شدن دارد.

‿︵‿︵‿   َکلیک کنیـב ‿︵‿︵‿︵

‿︵‿︵‿   َکلیک کنیـב ‿︵‿︵‿︵